تبليغاتX
بچه های کلاس 3/1

یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387
تا حالا عبارت دختران مقرراتی رو شنیدی؟

همونایی که یه برگه بهشون می دن اول سال امضا کنن که سر کلاس آدامس نخورن و موبایل نیارن و جلو معلم چیز نخورن و..از این حرفا!

به هر حال اینم حرکتیه از دوستان خوب مقرراتی مون!

مال منم اون ته تهیه اس..میای خو دمه..میا عجقی معروفه..!

جنسیتشم پسره

اون شیرکاکائوئه هم اون گوشه خودنمایی می کنه ها...!

چه کنیم دیگه..زندگی خرج داره..باید اینجوری برای شرکت ها مشهور(!) تبلیغ کرد...!

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 17:29 من نوشتم ها!Kaka |

جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387

مردان حادثه دریانوردها

دریانوردهامان کو ؟
 دریانوردها
 مردان حادثه آن خوابگردها
 در خواب خفته اند
با این نهنگهای عظیم
این نهنگها
 آخر چه کرد بایست
 مردان حادثه دریانوردها
در خواب خفته اند
در آبهای خواب
با خوابهای آب
با موجهای مد
با موجهای قد کشیده به دریای التهاب
هنگام خواب نسیت
 دریانوردهامان
 در خواب خفته اند
 در خواب آبهای گران
 آب خوابها
از سوی هرکرانه به پرواز در فراز
شط شهابها
 و بر فراز کشتی گمکرده راه خویش
 خیل عقابها
 دریانوردهامان
 مغروق خوابها
باری کدام مد
 هنگامه نبرد
از خوابهای سنگین
 دریانوردهامان را بیرون می آورند ؟

"حمید مصدق"

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 22:2 من نوشتم ها!Kaka |

سه شنبه ششم فروردین 1387
ســــــــــــــــــــــــــــــلام!

عیدت مبارک عزیـــــــــــــزم(هووووو چیه با میا بودم اصن!)

یک دوست عزیزی این پایین به چشم می خوردن که نظر داده بودن

عوامل پشت صحنه می گن این دوستمون از کهگیلویه و بویر احمد مزاحم ما شدن مثه اینکه خواهان تخم مرغ های ما بودن..شما خجالت نمی کشی خاطر خواه پسر مردم می شی؟

بله..عکسی بود به صورت دسته جمعی از جمعی از پسران مردم!

آها راستی پسر های مردمو معرفی نکردیم

از سمت راست به چپ!

موش هستن به افتخارشون

پشه هستن جمالشو عشــــــــقه!

به به..به به کلاغ هستن..دست شیطونو هم بسته ان به اتفاق!

ایشون هم که..عشق ما هستن پنگوئنی که ماهی به دست دارن و نجیبانه وایسادن به تماشا!

به هر حال یه عیدی هم دارم می دم بهتون..آره خودم می دونم چه قدر دوست دارین سفره هفت سین امسالمو ببینین

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:57 من نوشتم ها!Kaka |

سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386

و ندایی آمد

   ای انسان!

     من اگر می خواستم

         تو در این دیار خاکی

            تنها...،

               و تنها یک بار عاشق شوی!

                    آدم و حوا برایم

                        بس بود...!

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 23:54 من نوشتم ها!Kaka |

دوشنبه سیزدهم اسفند 1386
"دريا و مرد"


تنها ، و روي ساحل،
مردي به راه مي گذرد.
نزديك پاي او
دريا، همه صدا.
شب، گيج در تلاطم امواج.
باد هراس پيكر
رو مي كند به ساحل و در چشم هاي مرد
نقش خاطر را پر رنگ مي كند.
انگار
هي ميزند كه :مرد! كجا مي روي ، كجا؟
و مرد مي رود به ره خويش.
و باد سرگران
هي ميزند دوباره: كجا مي روي ؟
و مرد مي رود.
و باد همچنان...

امواج ، بي امان،
از راه ميرسند
لبريز از غرور تهاجم.
موجي پر از نهيب
ره مي كشد به ساحل و مي بلعد
يك سايه را كه برده شب از پيكرش شكيب.

دريا، همه صدا.
شب، گيج در تلاطم امواج.
باد هراس پيكر
رو مي كند به ساحل و ...

"سهراب"

 

پانوشت:هیچ کدومتون یادتون نبود که از تولد وب من گذشت..هی وایسادم یکی بیاد تبریک بگه ولی کسی نگفت

nP!

فعلا!

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:42 من نوشتم ها!Kaka |