تبليغاتX
بچه های کلاس 3/1

دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386
واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی نمی گم چرا خوشحالم ولی خیلی خوشحالم!!!!!!!!!!!!!!

میلانم باخت به جهنم...همه می دونن چرا می گم چون نه دیدا بود نه کاکا جووووون نه پیرلو نه مالدینی نه جیلاردینو نه اوددو نه کافو نه...

حالا منظورم این که کلا کسی نبود..وایییییییییییییییی شنبه اخرین روز مدرسمون بوداصـــــــــــلا به اندازه ی روز آخر خوش نگذش مخصوصا این که...حالا اون که بیخیل شیمی رو بگو..از کنسرت انداختنومن بیرون که بریم سر کلاس شیمیMadMadMad

نامرد..من اونروز اون همه هیچی نخوردم از ساعت ۶ تا ۴ یه ۳ تا گوجه سبز خوردم با یه انگشت لواشک و ۴/۱ کیک

ناهار که نامردا دادن بهمون..

آقا یعنی بدبخت شدما..گرچه من به برد میلان اطمینان دارم فکرش نیستم ولی..

می دونی من برا بتوول شرط گذاشتم ۴ دور کلاغ پر دور حیاط جلو همه ملت!

اول قبول نکرد منم بهش گفتم یا قبول می کنی یا عرضه ی شرط بستن نداری..حالا نامرد با من گذاشته ۴ دور سینه خیز دور حیاط با این که جورثومه بغل و بوسم کنهday_dreamingday_dreaming

بعد تازه یادتون باشه با ۴۵ ثانیه استراحت!!!!!!!!!!!آقا تازه بر می گردم بهش می گم که حالا ممکنه جورثومه قبول نکنه(پشت پا می زنم) بعد بر می گرده می گه صبح باهاش حرفامو زدم قبول کرده

ای بابا شانس گندوووووووو ولی میلان می بره...اگرهم باخت مهم نیس برا میلان و کاکا هر کاری می کنیم

خب حالا اونو بیخیل..بعدا غصه شو می خوریم بچه ها یه امید ۱۰٪ هس که فلش من سه شنبه پیدا شه بیاین همه بسیج شین دعا کنین

وایییییییییییییییییییییییییییی تموم شد..امسال تموم شد با همه ی خوبی ها و بدی هاش که خوبی هاش به مراتب خیلی بیش تر از بدی هاش بود

مثلا یزد وای چه حالی داد..چوب لباسی رو بگو..زنگ زده بودم پذیرش چون چوب لباسی نداشت تا رسیدیم زنگ زدمبرگشتم بهش گفتم ببخشید ما با مشکل کمبود چوب لباسی مواجه شدیم اگه میشه برامون بیارین

خدا وکیلی چشمک خیلی حال داد من بردمجددی من تا حالا نشده تو چشمک اول نشم(تعریف نکنExclamation)

اون پیتذا توت فرنگیو بگو یارو با ما دوس شده بودوای دست بازی خیلی حال داد برا اوقات فراغت خوبه فقط حیف که بازیش یه کم به تعدادی انسان نیازمنده

اون شبی که تا هفت بیدار بودیم..نیلوفر خالی می بنده من چشامو گذاشتم رو هم ولی واقعا اصلا خوابم نبرد..حتی اون نیم ساعتی که میگه..نرگس شاهد!!!!!!!!

یزد رو بیخیل..کلا نوشتن تیکه های معلما..گرفتن تولد برای کاکا جوونم..گم شدن همه ی اون خاطرات!

فوتبالامون واییییییییییییی هدی خانوم فیلمی که گرفته بودی خدا بود..خامیه خررر رو بگو تنفس مصنوعیMr. GreenMr. Greenبیچاره سمیه یکی از ۴/۱ یه پنالت زد خورد تو صورت اونMr. GreenMr. Green

هس یا نه رو بگو..این خسینیان کف نکرد ان قدر گفت هس یا نه؟

افتخارو بگوووووووووووووووووووووووو!

(وسط ورقی*افتخار=گرفتن نمره ی صفر در شیمی توطس ۹ نفر به خاطر این که زیر بار زور نرفتن و حاضر به رفتن با بتوول نشدن که عبارتند از:سمیه سلطانی،خودم،خانیه خانوووم،هدی،نرگس،رها،سمیرا و سلوا)

آهان محمدیو بگووووووووووووو ولی خوب بستنی رو ازش گرفتیم هی این نیلا و دیبا می گفتن بچه ها زشته مثه این مامان بزرگا!!!!!!!!!ولی آخرش مجبور شد به هممون یه بستنی سیصد تومنی کاله کاکا....ئویی بده

بتووووووولو بگو این همه فرااورده براش درس کردیم:۱.هدی !بتوووووووووول؟۲.برو با بتوووووووول۳.بنم باااااااا برو با بتوووووووووول۴.مامان بتولMr. GreenMr. Green ۵.میتی بتووول ۶.blue بتووووووول و...

نامه نگاریامونو بگووووووو همشو کش رفتم

حالا اون که بیخیل شیم نیـــــــــــــما رو بگو وایییییییییییییییییییی چه قدر با خانیه خانوووم سر کار گذاشتیم این هدی روMr. GreenMr. Green من نقش هدی بودم هی حرفایی که بین ما رد و بدل می شد رو هاینه می گفتمهانیه هم برا هدی تعریف می کرد..هدی اول فک کرد فامیلشو اینا آخرش یه ذره بو برد

آقا تا اینجا رو داشته باشین فردا میام بقیشو کامل می کنم

بای تا های!

 

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 0:46 من نوشتم ها!Kaka |