تبليغاتX
بچه های کلاس 3/1

دوشنبه هفتم خرداد 1386
بچه ها..در حال حاضر نمی تونم عکسا رو براتون بذارم ولی می ذارم..امروز یه داستان نود کلمه ای گفتیم..می ذارم تو وبم!!!

من و هدی یه جا عضو شدیم که همه ی اعضامونو بعد از مرگ اهدا کردیم امروز هم کارت عضویتش برامون ارسالید اینم سایتش اگر احیانا کسی خواست..اهدا عضو 

خلاصه امروز وسط نیمه ی بازیه استقلال دیدم که داره این سایته تبلیغ می کنه..مسابقه ی عکس و شعر و از اینجور چیزها هم گذاشته..

جونم برات بگه ما به این نتیجه رسیدیم که..

یه چند روز دیگه میان و با ما مصاحبه می کنن!من قراره بهشون بگم با شرطی مصاحبه می کنم که اول کاکا رو ببینم!!!!!!! بعد اونا ما رو می برن سن سیرو...بعد من زن ایکبیریه کاکا رو مخفیانه می کشم

بعد من می شم زن و همدمش!

یه خونه از عشقُ صفاُ صمیمیت و محبت می سازیم(چون خونه ی قبلیه کاکا زن کاکاییه)

بعد هدی هم از اون ور می ره انگلیس پیش کریس رونادو!!!!!!!

بعد ما نمی ریم ایران

.....

هووووووووووووووو نامرد هنوز تموم نشدهExclamationExclamationExclamationExclamation

بعد کسی نمی تونه با ما مصاحبه کنه!

بعد ممکنه این احتمال وجود داشته باشه که مثل شهرام جزایری بیان دنبال من(آخه نقشه ی فرار از من بود)

بعد کاکا حتما می گه نمی ذارم زنم تنها بیاد..بعد اون با من میاد ایران!

من یه چند روز بازداشتگاهمو که کاکا هی برام گل میاره و گریه می کنه و..اینامن بهش می گم مرد که گریه نمی کنه و******(سانسور)

من به سمیه سلطانی هم کاکا رو می سپرم و می گم هواشو داشته باش دخترای ایران تورش نزنن مخصوصا این ملیکاااا

بعد ما می گیم چون میلان لنگ کاکاس! و کاکا هم بدون من جایی نمی ره....

ولمون می کنن بریم..بعد از این ور هم منو تو tv ایران نشون می دن هم به عنوان زن کاکا تو tv خارج(!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)

بعد داستان کموم می شه

فعلا بیاین به این نظر بدین تا من حالا باز بشینم به حال های دیگه بیاندیشم

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 20:24 من نوشتم ها!Kaka |